محمد معصوم البكري ( نامى )

247

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

تفويض فرمودند . و در ماه رجب سنه مذكور مسند عاليين « 1 » مذكورين به بهكر آمده محال متعلقهء خود را متصرف شدند . و بعد از دو سال پر مانند حسب الحكم به چوكى دربار بدرگاه عالم پناه روانه شد . و مردم داريچه با برادرش مادهوداس در مقام مخالفت شده در قصبهء الور متحصن گشتند ، و دو سه دفعه جنگ واقع شد . از طرفين مردم كشته شدند . بالآخرة مردم اوباش هجوم نمودند . مسند عالى فتح خان مردم خود را بدفع مفسدان فرستاد ، و آنها شكست يافته متفرق شدند . و همدران ايام فتح خان عزيمت درگاه نمود . و چون به ملازمت بندگان حضرت مشرف شد ، منصب او را افزوده جاگير پرمانند را تغير داده تنخواه او فرمودند . و فتح خان بغايت مرد ساده لوح و زردوست بود و شكر زبانى بسيار بجا مىآورد ، و بمردم سلوك و معاش خوب نموده بود . و وكيلى داشت شهاب خان « 2 » نام ، كه از زمين داران حوالى سمانه « 3 » بود ، مرد بى تجربه كار نا آزموده ( f . 185 b ) . او بتحريك فريد دهر بمردم خان ناهر درافتاده « 4 » ، لشكر برداشته بر قلعچهء كن‌كوت كه در تصرف ابراهيم خان ناهر بود برد ، و جنگ عظيم روى داد . مردم خوب فتح خان دران جنگ كشته شدند ، و شهاب خان « 5 » نيز دران جنگ با جمعى برادران مقتول شد . چون اين اخبار به مسامع بار يافتگان درگاه رسيد ، همدران ايام جاگير او را تغير داده تنخواه نواب محمد صادق خان فرمودند ، و نواب محمد صادق خان را بندگان حضرت ولايت بهكر تنخواه جاگير فرموده خدمت تسخير تهته به او فرمودند . نواب مشار اليه روز سه‌شنبه 12 ربيع الاول سنه اربع و تسعين و تسعمايه به بهكر آمد . مخاديم و اعزه استقبال نمودند . همه را اعزاز و اكرام نمود . و چندگاه در بهكر بوده معاملات بهكر را تنقيح داد . و در ذى حجه مذكور عازم سيوستان گرديد . و يكدو نوبت پيشتر از رفتن خان مذكور مردم او

--> ( 1 ) ح : خوانين ( 2 ) شهباز خان ( 5 ) شهباز خان ( 3 ) ح : سامانه ( 4 ) ح : بى مزه شده ناهر خان دور افتاده او لشكر برداشته